ابوهاشم نزد اصحاب، شخصی کاملاً مورد اطمینان و ثقه بوده و منزلتی والا داشته و نزد اهلبیت (ع) نیز از احترام و جایگاهی خاص برخوردار بوده و توانسته طی عمر پر برکت خویش، امام رضا (ع) تا امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را درک و از همهی آنان کسب فیض و حدیث روایت کند.
حضور امام حسن عسکرى علیه السلام رسیدم. تصمیم داشتم مقدارى نقره از حضرت بگیرم و از آن، به عنوان تبرک، انگشتر بسازم. در محضرش نشستم، ولى به طور کلى هدف اصلىام را فراموش کردم. وقتى برخاستم و خداحافظى کردم، حضرت انگشترش را به من داد و فرمود:
تو نقره مىخواستى، ما انگشتر به تو دادیم، نگین و مزد ساخت آن هم مال تو باشد؛ گوارایت باد اى ابوهاشم.
گفتم: مولاى من، گواهى مىدهم ولى خدا و امام من هستى، امامى که دیندارى من در اطاعت از او است.
امام فرمود: خدایت بیامرزد، ابوهاشم!
اصول کافی ، جلد ۱ ،صفحه ۵۱۲








دیدگاهها ۰
نظر، تجربه یا سوال خودتان را با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.